هماهنگی

چه بارون به موقعی صبح با دیدن زمین خیس و نم نم بارون  روحیه تازه ای گرفتم ..خدا رو شکر ....این الودگی فکر می کنم برای همه ازار دهنده شده بود .......خدا به همه بچه ها رحم کنه با اینهمه عوامل اسیب زا که در معرضش هستن .....

بخاطر الودگی هوا خانه نشین شده بودیم و نگران که تنهایی دخترک چطوری پر بشه با اصرار خودش رفتیم دنبال حورا دختر دختر خاله و رفیق فابریک پارمیدا و از دیروز مهمان کوچولوی ما باعث شادی بیشتری برای دخترک و ما شده .......

دیروز حورا میگه من و مامانم خیلی با هم هماهنگیم.....پارمی میگه هماهنگ یعنی چی ؟؟میگه مثلا من و مامانم هر دو تامون توی یک ماه دنیا اومدیم .......پارمی میگه من و بابام هم با هم خیلی هماهنگیم دو تا مون فامیلی مون یکیه خنده......

 

/ 4 نظر / 20 بازدید
نازي

[قهقهه] گل دختر ناز رو ببوس[ماچ]

رویا

مهتاب عزیز درود دقیقا دو سال بود که به این خونه ی درد دلها سر نزده بودم.امروز که اومدم از دیدن این که دوستان زیادی تو این مدت بهم سر زدن و من محبتاشونو بی پاسخ گذاشتم واقعا شرمتده شدم.امیدوارم منو ببخشید و باز هم بهم سر بزنید.من هم تمام تلاشمو میکنم تا داستانم رو به اخر برسونم [گل]

نیایش

عزیزم نمی دونستم اومدی سک سک کردی و رفتی آخه شما کجایییییییییییییی؟![قلب]

نیایش

سلام پنج شنبه شب برای شفای جوانی دعای مجیر می خوانیم در صورت امکان همراهی بفرمایید . دعاهایتان بر بال اجابت[گل]