فروردین 90

سال نو به همه دو ستان گل وبلاگی مبارک

امیدوارم عید به همه خوش گذشته باشه ..برای ما هم بد نبود البته برای دخملی عالی بود دیدن همه فامیل و بازی و کادو و عیدی و .... مسلما بهش خوش گذشته ..ولی تو شمال آخراش برام خسته کننده شده بود و دلم می خواست زودتر بر گردیم ...من تحمل دوری از خونه رو ندارممژه

وقتی برگشتیم حسابی سرحال شدم ....سیزده به در هم با خانواده برادرم بودیم و بهمون خوش گذشت...روز 14 پارمیدا خانم  فرمودن تشریف نمی برند به مهد ولی 15 بردم و ثبت نامش کردم ..

امسال خیلی دلم می خواد فعالیت اجتماعی ام رو شروع کنم ولی اول از همه باید خیالم از بابت پارمیدا راحت بشه  درسته که مهد میره و به مهدش علاقه داره ولی  همیشه حدود 2 تا 2.5 ساعت رو تو مهد بوده و همیشه هم مالفت کرده بیشتر بمونه ..ولی  تا پارمیدا  عادت نکنه نمی تونم هیچ کاری رو آغاز کنم ..البته منظورم از کار کار کارمندی تمام وقت نیست ..تدریس هست با ساعات محدود ..که باید دید اصلا امکان پذیر هست یا نه ...باید منتظر باشم و ببینم اردیبهشت چیکار می کنه و امتحانی کمی بیشتر بمونه ....

 تا خدا چی بخواد ....خیال باطللبخند

این روزها  که روشنایی روز بیشتره پر کردن وقت  بچه ها هم سخت تره من که حسابی خسته شدم و گاهی فکر می کنم دیگه کم آوردم ..دلم می خواد فعالیتی برای خودم داشته باشم یک مدت هم که کلاس زبانم رو گذاشتم کنار ..دیگه در بست در خدمت فرمایشات شاهزاده خانم دوست داشتنی ام هستم ..ولی گاهی فکر می کنم دیگه بسه من چقدر دیگه می تونم ادامه بدم وفقط و فقط به شادی  و احتیاجاتش توجه کنم اگه بتونم مدت موندنش تو مهد رو به ساعت 2 برسونم  خیلی کارهای دیگه هم می تونم انجام بدم خیال باطل..

 از حال هستی خانم نازم بگم ..گچ پاش رو باز کردن فعلا باید با عصا  راه بره و نمیدونم کی می تونه به مدرسه برگرده ..ولی خدا رو شکر اون اوضاع ناراحت کننده به  پایان رسید ...بلا از همه بچه ها و باباها و ماماناشون دور باشه ...... دخترکم در حال دیدن کارتون پلنگ صورتی است از دیدن تام و جری و پلنگ صورتی بی اندازه لذت می بره ...با اینکه کلی سی دی های دیگه داره ولی باز انتخابش همین دو تاست بغل

دیروز من و پارمیدا با هم به آرایشگاه رفتیم می خواستم چتری موهاش رو کوتاه کنم و خودم هم مانیکور کنم  چنان لذتی از آرایشگاه رفتن می بره من هم کیف می کنم که دختر دارم .....همیشه یک لاک هم خانم آرایشگر مهمونش می کنه ... دلش نمی خواست از آرایشگاه بیرون بریم میگفت مامان من اینجا رو دوست دارم نمیشه بیشتر بمونیم ...تا مدتها هم بازیهاش رو همین موضوعه ..یا دندانپزشک میشه یا خانم آرایشگر یا به قول خودش ناخن کار قلب

هم چنان باید پای ثابت بازیهاش باشم گاهی هم مربی مهدش میشه و به من امر و نهی می کنه ...

خب برای همه دوستای گلم و نی نی هاتون آرزوی سلامت و موفقیت رو در کنار خانواده های عزیزتون دارم ..شاد شاد شاد باشیدقلب

/ 7 نظر / 24 بازدید
مامان ني ني ناز

سلااااااااااام به مهتاب تابان :* نه عزيزم تهران نيستم.كرج هستم پارميدا چقد خانوم شده راستش مهتاب جون خيلي مرددم نميدونم شايد مشكل از منه اما خيلي ترس برم داشته.. خداكنه زود كنار بياد مخصوصا خداكنه با مسئله توالت همراهي بغير از من هم كنار بياد

لیلا مامان مارتیا

سال نو مبارک عزیزم الهی همه بجه ها سالم باشن

بهانه

مرسي عزيزم ، منم آرزو ميكنم اين سال برات بهترين سال باشه سالي پراز سلامتي ،آرامش و خوشبختي. گل دختر و ببوسش[ماچ]

لیلا مامان پرهام

سلام مثل همیشه کامنت قشنگت بهم دلگرمی داد. ممنون که تو هم مثل من به یادمی و بهم سر میزنی. پارمیدای گل خاله چقدر خانوم شده توی عکس قبلی/ ببوسش گلم رو

نیایش

کججججججججججججججججججایییییییییییییییییی؟[بغل]